جمعه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۸
خر دجال در هایپرمارکت
چنانچه بخواهیم به عمق تاثیر فرهنگ حاکم بر ایران در مردم این کشور پی ببریم، بد نیست سری بزنیم به یک نقطه ی کور در غرب تهران که این روزها کعبه ی آمال تهرانی ها از اقصا نقاط آن شده است. قدیم ها از مادربزرگم شنیده بودم که می گفت در روز قیامت یک خری در کوچه ها راه می افتد که مدام خرما از خودش دفع می کند و مردم بی ایمان هم گول خرماهای خر را می خورند و برای جمع کردن خرما به دنبالش می روند تا اینکه خر وارد محوطه ی جهنم می شود و مردمی هم که دنبالش می روند در همانجا گرفتار می گردند.
بچه ها که آوازه ی این هایپرمارکت را شنیده بودند تلفنی از دوستانشان در غرب تهران آدرس آنرا گرفته بودند و مجبورم کردند که سری به آنجا بزنیم. وارد محل که شدیم، جایی بود که اخیرا هم گذرم خورده بود . آنروز جایی بسیار خلوت و دور افتاده بود که کمتر کسی بچشم می خورد. ولی امروز دیدم از چند کیلومتری محل ، ترافیک ایجاد شده و آمد و رفت بسیار مشکل شده. بهرحال اجبارا خودمان را به محل رسانیدیم. تابلو می گفت " هایپر استار " یعنی ستاره ی فوق العاده عظیم.
دروازه های بزرگ آن که سیل جمعیت را می پذیرفت مرا به یاد دروازه های خانه کعبه انداخت و جمعیت داخل آن را که دیدم با خود گفتم اگر آنفولانزای خوکی زائرین کعبه را تهدید می کند، این مکان هم دست کمی از آن ندارد. هزاران متر مربع سطح این فروشگاه مملو از جمعیت بود که جای سوزن انداختن نبود و راه رفتن در آن به سختی انجام می گرفت. بیچاره زنان چادری که خیلی مقید بودند تنشان به کسی نخورد می بایست خیلی آهسته و با حوصله از آقایان خواهش کنند اجازه دهند رد شوند. قیافه ها را که نگاه می کردی بسیاری را بهت زده می دیدی. گویی همه داشتند به خود می گفتند وای بر ما که خردجال ما را کشانده به اینجا . تعداد بی شماری صندوق صفهای طولانی از مشتریان را بدنبال داشتند که دیگر کسی جرات نمی کرد خرید کند وبخواهد برای پرداختش آنهمه توی صف بایستد.
چند روز پیش در چند نشریه دیده بودم که نوشته بودند تعدادی هایپرمارکت خارجی اجازه فعالیت گرفته اند . از دوستی ماجرا را پرسیدم . او گفت بطور اتفاقی چند روز قبل از گشایش این فروشگاه از آن محل می گذشتم.از روی کنجکاوی داخل قسمت اداری آن شدم که چند نفر ظاهرا کره ای هم آنجا کار می کردند و در آنجا شنیده بوده که این فروشگاه وابسته به یکی از فروشگاههای زنجیره ای فرانسه است. مدیریتش را در اینجا یک کره ای بعهده دارد. و اغلب کارکنان ایرانیش راهم برای آموزشهای اولیه به دوبی اعزام کرده بودند . فرهنگ داخل آنهم فرهنگی غربی بوده بطوریکه زن و مرد ایرانی و یا خارجی با همدیگر دست می داده اند.
حال چه شده که چند روز بعد از شروع کارش بدون هیچگونه تبلیغات اینقدر مورد استقبال تهرانیها قرار گرفته خدا می داند. از مردم داخل فروشگاه شنیدم که داشتند بهم می گفتند مثل خارج است. بهر حال بدون اینکه بتوانیم خریدی بکنیم همانطور که از یک طرف وارد شدیم حدود یکساعت طول کشید تا به زحمت از آنطرفش خارج شویم. نگاهی به اطراف که انداختم دیدم در کنارش اتوبانی ساخته اند که فعلا پارکینگ ماشینهای مشتریان شده بود. ظاهرا هزاران متر مربع پارکینگ زیر فروشگاه پر شده بود که دیگر ماشینها نمی توانستند بطرف ورودی پارکینگ بروند. حتما صاحبان این فروشگاه هم از استقبال مردم بهت زده شده اند.
کمی بالاتر متوجه شدم که این اتوبان همان است که بزرگراه شهید باکری نامیده اند و به سرعت دردست احداث است و بخاطرش چندین پل ماشین رو بزرگ هم در تقاطع خیابانهای فردوس ، رسالت ، آیت الله کاشانی و همت احداث کرده اند. اگر چه برای تهران هر چه هم که بزرگراه بسازند باز کم می آورد، ولی چندی پیش که از آنجا می گذشتم داشتم بخودم می گفتم چه عجب شهرداری تهران این بار پیش دستی کرده و دارد این بزرگراه را احداث می کند ، چون شاید در این منطقه تا ده سال دیگر هم آنچنان نیازی به این بزرگراه نباشد. ولی امروز متوجه شدم که اینطور نیست. شاید سفارش این بزرگراه از پاریس رسیده . چنانچه خبر احداث چند تا از این فروشگاهها درست باشد. دیگر ایرانیها لازم نیست به سوریه و مکه بروند . سایر فروشندگان ایرانی هم بهتر است هر چه زودتر به استخدام این فروشگاهها در آیند تا شاید دوره ای هم در دوبی ببینند قبل از اینکه مجبور شوند برای کار به ژاپن و یا شاید هم به افغانستان بروند. مسئولین جمهوری اسلامی هم باید عمامه هایشان را بالاتر بگذارند که چنین خدمت بزرگی را به فرهنگ غرب و شیفته کردن مردم به زیارت هر آنچه نمادی خارجی دارد کرده اند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱۱ نظر:
از یک جوان امروزی با این طرز تلقی واقعا متاسفم.
چه ایرادی هست تا ما نیز دراین بازار آشفته و بهم ریخته آخوندی که مملو از حقه و تزویر و ریا شده است - فروشگاهی آبرومند داشته باشیم و حداقل برای آنها که جای مهر بر پیشانی -اما گران و کم فروشی و اشغال فروشی میکنند- رنگ و روئی این چنین داشته باشیم؟؟؟؟
این جمله اخر خیلی چرت بود. می دونی این بقالی ها روزی چه قدر در میارند؟ یکی دم خونه ما ماهی یک و دویست اجاره میده روزی ۲۵۰ هزار تومن سود می کنه.
ندیدی که تو هر بقالی چندتا سرپرست خانواده باهم کار می کنند.
نه ، اين صاحب مقاله مثل اينكه اولا خيلي با تهرانيها بده و حس حسادت عجيبي به تهران و تهرانيها داره . ثانيااز تكنولوژي و مدرن زيستي بدش مياد و ميخواد مثل عهد عتيق زندگي كنه و بقيه رو هم متهم به مدرن زيستي مي كنه ثالثا انتظار داره مردم برن مكه به قول خودشون زيارت و پول مملكت رو ببرن اونجا هي خريد كنن و بدن به عربها.اونوقت از نظر ايشون بهتره !!! واقعا چقدر ما كوتاه فكريم.
این میرساند که ما به چه بیماریهایی گرفتاریم . حتی نظریه دهندگان هم با نظر خود نگاه نویسنده را تایید کرده اند . چرا نمیگویند مشکلات موجود در کشور را طوری حل کنیم که نه احتیاج به خرج پولمان در کشورهای عربی داشته باشیم و نه اینکه بخواهیم به اروپاییها بدهیم ؟ مگر خودمان نباید عقلمان برسد چطور قیمتها را کنترل کنیم که کسی سود بادآورده نداشته باشد ؟ مگر این فروشگاه مجانی و یا با قیمت عادلانه میفروشد ؟ اگر هم قیمتهاش حالا گران نباشد بزودی خواهد شد .
جناب نویسنده متن بنده همین دیروز که برابر با 17 آبان بود ساعت 11 آنجا بودم. نه از آن شلوغی چند روز اول خبری بود (نیمی از صندوق ها تعطیل و نیمی دیگر هم حداکثر با سه مشتری در صف کار می کردند) و نه از آن ذوق زدگی. من که خیلی خوشحالم از چنین فروشگاهی که اولا جنس های آن از دیگران ارزانتر، کیفیت آن بسیار بهتر و احترام به مشتری هم کامل بسیار خوب است. کاش همه فروشگاههای بزرگ ما از این نوع الگوی می گرفت تا مردم در همه جای شهر و شهرهای کشور برایشان این خدمات عادی می شد.
مشکل اصلی در بدرفتاری صاحبان فروشگاههای کوچک و متوسط با مردم بغیر از فرهنگ خودوان احساس یکه تازی و عدم نیاز به مشتری هست که متاسفانه نیاز فروشگاه به مشتری هست نه برعکس. در فروشگاههای خارج کشور احترام به مشتری حرف اول است ولی در ایران حرف بی معنایی هست. شما نمی توانید هیچ چیزی را پس بدهید. یعنی اگر اشتباه در خرید داشته باشید تا اخر باید چوب اشتباه خود را بخورید.
بعضي ها هميشه مخالفند ! مهم نيست چي باشد فقط مخالفت كردن و ژست گرفتنش حال مي دهد و تريپ نوستالژيك بد جوري فاز مي دهد!
اگر کمی با بینش بیشتری به این نوع بازار ها نگاه کنیم متوجه میشیم که بازار های هاپر مارکت مزایای بیشماری نسبت به بقالی های سر کوچه و سوپر مارکت های محلی دارند .
زندگی ماشینی و انبوه نشینی دیگه اجازه نمیده شما دور تا دور شهر برای چند قلم کالای مصرفی دور بچرخی
ضمن اینکه تنوع کالای موجود باعث رقابتی شدن و واقعی شدن قیمت کالاها میشه
در حال حاضر در همین روسیه که خیلی از غرب عقب مونده تر هستش در مجتمع های بزرگ مسکونی هایپر مارکت های فوق العاده ای وجود داره
که شما رو از بیرون رفتن از مجتمع بی نیاز میکنه
حالا بعضی ها دوست دارند برای یک پاکت سیگار از این طرف شهر تا اون طرف تک تک دکه های مطبوعاتی و بقالی ها و سوپر محله ها رو سرک بکشن
دوست محترم نویسنده به جای اینکه هر چیزی را توطه غرب و نفوذ در فرهنگ مان و یا گول زدن و یا استثمار تلقی کنید همراه و مثبت باشید و از غربی ها چیز های خوب را یاد بگیریم بگذاریم برایمان انجام بدهند از آن ها الگو برداری کنیم. شایعه دست دادن زن با مرد جزو اتهامات رایجی است که به طور روزانه انواع آن را به مردم می زنیم که دیگران را خراب کنیم چون فکرمان خراب است . در پایان ایرانی سازنده باشیم نه مخرب
متاسفانه بسیار ذهن بسته ای داری البته میتونی بعدا بگی من روشن گری کردم به بسته بودن ذهن متهم شدم بعدم مقالت رو بدی تو فارس نیوز چاپ کنن ! چون اینجور چیزا خوراک آدمایی هست که از نوک دماغشون جلوتر رو نمیبینن اما ادعا دارن خدا و پیغمبر و تاریخ ایران رو از همه بهتر میشناسن.
اما اگه شما ترجیح میدی تو یه جا در جا بزنی و به هیچ سمتی پیشرفت نکنی و تا ابد از آقا عبدالله سر کوچه که فقط اندکی از جنسهای بازار رو داره خرید کنی برو بخر ، اما اگه میخوای هر چیزی اراده کردی در دسترست باشه اونم تو یک جا بدون اینکه از تهران پارس بکوبی بری حسن اباد و ناصر خسرو بشین دعا کن از این فروشگاها بیشتر شه
خر دجال؟؟؟ برادر من وقتی چیزی رو به چیزی تشبیه میکنی وجه شبهش رو هم بگو.خر دجال؟؟؟؟ چه ربطی داره آخه مگه قبل این هایپراستار شهروند و رفاه و فروشگاه زنجیره ای قدس نبودن؟ اونا خر کی بودن اونوقت؟ اتفاقا روزای اول اونام جلو درشون صف بود. اشکال شرعی داره سرمایه گذارش خارجیه؟ که چی شنیدی تو محیط خصوصی زن و مردشون با هم دست میدن؟؟؟ چطوره ایرانخودرو و سایپا و پارس جنوبی و پتروشیمیا رو هم ببندن چون با خارجی کافر مراوده دارن و بعضا سرمایه گذار از بلاد کفر هم دارن.
ارسال یک نظر